سلام امیدوارم حال همتون خوب باشه.

تو این پستم میخوام یه خواننده رو معرفی کنم که فکر نمیکنم بشناسینش.

آهنگ وبلاگم صدای همین خواننده جوون هستش.نمیدونم گوش دادین یا نه.

اسم این خواننده ابوالفضل مسعودی هستش.

اینم عکس  این خواننده :

خب اینم از این خواننده.نظرتونو راجع بهش بگید.

 

پ.ن1:هی نپرسید چته؟چون نمیتونم بگم.فقط واسم دعا کنید خواهشا

پ.ن2:این روزا که نبودم هم حالم گرفتس هم اینکه تعلیم رانندگی میرفتم(شاید تعریف کردم اتفاقای اونجا رو)

پ.ن3:اگر بازیگر زندگی خود نباشی...بازیچه آن خواهی شد..!





سیلام.چی طوراین؟

ما کمی تا قسمتی خوف همراه با نمره های جذاب و افتادن در درس شیرین اصول حسابداری از نوع یکش هستیم.

من اصول افتــــــــــــــــــــادم.وای وای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا

الان یعنی کلاسم خیلی رفت بالانیشخند(نه که هر کی ترم یک نمره هاش خوب شه بی کلاسه واس همین من عند کلاسم)

دیروز تفلد داداشم بود(واسش هیچی نگرفتم،نه که این هر سال تولد منو یادشه)

شوخیدم واسش کادو خریدیم.چی؟(اون دیگه بین خودمانه)

حالا میخواهم توجهتان را بجلبم به سمت این عکس،

هَـــــــــــــــــــــــــــی وای من فقط نگاه کنا(از یکی از خیابونای شهرمونه)

از این تابلو چنتا برداشت میشه داشت.

1. یعنی عابر پیاده برعکس شه و از خط کشی عبور کنه.

2. قراره یه خیابون به صورت برعکس بزنن و عابرا بدین صورت رد شوند.

3. قوانین راهنمایی رانندگی عوض شده و ما خبر نداریم.

4. شهر ما خیلی باکلاسه برا همین فقط تو شهر ما این نوع تابلو یافت میشه.

5. اینو گذاشتن واسه تست هوش،ببینن مردم میفهمن یا نه

6.گذاشتن محض خنده که روح کل اهالی محترم ن........شاد شه.

7.اینو گذاشتن واس تشخیص هویت

8. آب را گل نکنیم،شاید در خط کشی عابری میخورد آب(نه که تابلوش آبیه)نیشخند

9. اگه برعکس راه بریم خون به مغزمون میرسه

10. هر که به خط دست بزنه،زنبوره نیشش میزنه

اینا برداشتای من بود.خواستید شمام برداشتاتونو بگید.حال میکنید عجب شهری داریم

راستی ما یه وبلاگ گروهیم داریم(اگه بعضیا یادشون باشه)

یکی از اعضا مطلبی گذاشته با عنوان (ضد فرانک).خوشحال میشم به اونجا هم سری بزنید.

آدرسش اینه:www.youth-group.persianblog.ir




خدا رو شکر که ریزش امتحانا تموم شد.البته واسه ما که اون هفته 5شنبه تموم شد.

اما دلیل اینکه نمیومدم نامزدم اینجا بود و منم یه ماه میشد ندیده بودمش دیگه

جمعه اومد و هی به من زور میگفته..هی میگفت گوشت بخور،گوشت بخور(خب دووس ندارم به کی بگم آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

نشسته بود هی عکسای منو فتوشاپ کرده بودا،منم بش گفتم تو خطرناکیا،عکسامونو پخش نکنینیشخند

یکشنبه صبح من و مامانم و نامزد گرامی رفتیم یزد،واسه آزمایش ژنتیک،چون اینجا فقط مشاورش هستش.

عصر یکشنبه نوبت داشتیم،وقتی به ما رسید با هم رفتیم تو،دکتره هی سوال پرسید،هی مربع ...دایره کشید.

من و اون هی میخندیدیم.اومدیم بیرون ،رو کرده به من میگه ،خودمم بلدم مربع ...دایره بکشما چیه اینا آخه.

منم گفتم بیا یه دفتر مشاوره بزنیم،بعد هی میپرسیم شما فامیلین یا نه؟

اگه گفتن آره ،میگیم عمرا ازدواج نکنین بچتون ناقص میشه.

بعدش باید آزمایش خون میدادیم،آقا رو کرده به من میگه خانوما مقدم ترنا.میگم نه دیگه ببین در این موارد اول آقایون.

نشسته ازش آزمایش خون بگیرن،پرستاره معلوم بود تازه کاره،بالای دستشو بسته بعدشم بهش گفته مشتتو ببند،توقع داره که خون بیاد تو سرنگ.

نامزد گرامی ما هم هی میخندید بعد رو کرده به من میگه:اینا اکابر درس خوندن؟نیشخند

بعد نوبت من شد ،سرنگاشون انقده بزرگ بود که نگو.رو کردم به پرستاره گفتم:اینا چیه آخه یه خورده کوچیکترش کنین.گفت:خب تو عروس نشو،به ما چه

من رگم بد پیدا میشه،هی این سرنگو میچرخوند تو رگ ما،منم گفتم درد داره ها.

رومو اونور کردم میگم پیدا شد؟میگه اصلا رگ داری؟

میگم نه همش مویرگه ،حال کن.

بعدشم از اون چسب باکلاسا دادن زدیم رو دستمون خون نیاد.

نامزدم رفته واساده پیش یه پسره هی میگه آخ آخ درد اومد.پسره بش گفت ما اینقد تو عمرمون آزمایش خون دادیم این کارا رو نکردیم و آخ و اوخ نگفتیم.

اونم گفت :این فرق داره.پسره گفت:چه فرقی.نامزدم گفتش :این خون عاشقیه

رفتیم پولشو حساب کنیم،آقایی ما واساده اونجا یارو بش میگه چه قد باید پست بدم؟میگه 35تومن(حالا 30تومن باید پس میداد بمونا) یارو گفت:ا؟زرنگی؟بچه تهرانی؟

30 تومن باید پست بدم.

شبش خونه داییم بودیم،دخترداییم با نامزدش اونجا بودن.داشتن ماکت میساختن.مام نشستیم کمک کنیم.هی هادی و مرتضی(نامزدانمان)میگفتن:هنر نزد ایرانیان است و بس.

هی مرتضی به هادی میگفت:بدو برو شن بیار مصالح تموم شدا.بدو

بعدم یه مقوا گرفته دستش میگه:کارگران مشغول کارننیشخند

دیگه خسته شدیم و خسبیدیم.ظهرشم برگشتیم شهرخودمون.

یه ساعت بعدشم که رفت.هی بش گفتم بمون شب برو.گفتش اون و قت شما جای من میری سر کار؟راستم میگه خسته میشه.کارش زیاده.

نمیدونم از آپ این دفعم خوشتون اومد یا نه؟(به هر حال خاطرستو وبلاگ شخصیه)

حالا توجهتونو میجلبم به یه عسک از یه ماشین عروس:

پ.ن:خاک بر.......پیام زور با این سایتش،هی میخوام نمره هامو ببینم هی نمیشه.(آخر منفجرش میکنم)

 

پ.ن2:خداییش این پیام زور کی درست میشه؟(به نظر من درس خوندن تو پیام زور از دولتیم سخت تره)

پ.ن3:آپ خودتون طولانیه ،از نظر من به اندازه بودنیشخند





سلام به همتون.خوبــــــــــــــــــــــــــــین؟

ما پیام زوریا که خوب نیستیم عمرانیشخند(البته من خوبما)

خداییش اینم اقتصاد تیکه پارَست(اقتصاد خرد)

یه سوالایی بود که نگو.هی میزدی ،هی نمیفهمیدی چی میزنی.من همینجور که مشغول الکی زنینیشخند(همون 10،20،30،40)بودم .یهو یه ورقه هام افتاد اونور(همون ور دیگه،خوب ببین)حالا من میترسیدم برم بردارم بگن تخلب (تقلب)میکنی.گفتم ولش کن این مسوولا هی میان رد میشن میدن بمنیشخند(اما ندادن که)

خم شدم دیدم دستم نمی رسه،هی خودمو کشیدم دیدم نزدیکه با صورت برم تو زمین،هی پامو کشیدم ،خودمو کشیدم بالاخره با کفش مبارکم موفق شدم برگه رو بکشم طرف خودم.قشنگ علامت استانداردم مونده رو برگه(جای کفشم).

40 تا سوال بود.آخریاش همش حل کردنی بود.هی نگاش میکردمهیپنوتیزم هی هیچی نمیفهمیدم.خلاصه هر چی بهش میومدو زدمنیشخند

هر کی از سر جلسه میومد تو حیاط میگفت:مـــــــــن مـــــــــیفتم.

منم گفتم:مشکلی نیست دوباره پا میشی.

اصلا افتادن مال دانشجوه،هر کی ترم یک مشروط نشه اصلا بی کلاسهنیشخند

بعد از آن با دوستمان به سمت خانه راه افتادیم(نقطه)

تو راه نزدیکای خونه ،یه پسره دم مغازه (واسه شیرآب و اینا بود)وایساده بود بعد دیدم داره اینجوری با گوشیش صحبت میکنه:

ببخشید،شرمنده،عذر میخوام مزاحمتون شدم .این شیر آب خونمون چکه میکنه ......

بقیشو دیگه رد شدم ازش نفهمیدم.بعد رو به دوستم گفتم ببین یه شیر آبشونو میخواد بگه درست کنن یه ساعت داره معذرت میخواد که شیر آبمون چکه میکنهخنده(خداییشا)

خلاصه اینم از امروز من

حالا توجهتونو میجلبم به یه عکس

البته لطف کنید به ادامه مطلب مراجعه کنید(چون اینجوری صفاش از بین میرهنیشخند)


ادامه مطلب

حصار

 
 

تو چرا نمیگذری،از این سکوت غم زده

                                                  بگو به چشمای تو،کی رنگ شب زده

تو چرا نمیشکنی،این حصار بسته رو

                                                 بیا رهاکن از دلت،این بغض خسته رو

یه صدایی میشنوم،این صدا مال منه

                                                 صــــــدای شکــــستنه،مرد رویای منه

تو گیرافتادی میـــــــــــونِ دو تاپنــــجره

                                                داره مـــــــیـــمیره دلــــــــم، یه حنجره

بعضی وقتا دلم میخواد خدا رو حس کنم

                                                دستاشو بگیرمو،باهاش درد و دل کنم

آدما عشــــــــقو ندیدن،پر پروازمو چیدن

                                               من به عشقم نرسیدم،از این دنیا دل بریدم

 

فرشته این مسیر مانیست،دنیا کوچیکه جای ما نیست

                                         این جدایی حق ما نیست،نگو تقصیر خدا نیست


اونی که تو اوج تنهایی،نمیخواد پیشم بشینه

                                              گریه میکنم من اینجا،نمیخوام اشکامو ببینه

دلم گرفته از دلم،دردامو به کـــــــی بگم

                                          تو غربت چشمای تو،یه روزی میرسیم به هم

ای همه سنگ صبورم،از تو درحال عبورم

                                      حالا که از تودورم ،بشــــــکنه بغــــض غرورم

منتظر نباش رفیق ،اون دیگه برنمیگرده

                                         رفته و با یه هوس،با یکی دیگه شروع کرده

 

فرشته این مسیر مانیست،دنیا کوچیکه جای ما نیست

                                     این جدایی حق ما نیست،نگو تقصیر خدا نیست

خواننده:Hijack

 

من این آهنگو خیلی دوس دارم.خیلیم قشنگ خونده شده.مخصوصا اون تیکه ای که با قهوه ای نوشتم.به زودی آهنگ وبلاگمو به این آهنگ تغییر میدم(البته اگه بشه)

امیدوارم خوشتون اومده باشه و بازم مثه همیشه نظراتونو ببینم




امروز میخوام روحتون حسابی شاد شه.طنز و ......(خودتون تا تهش بخونید دیگه)

 

- یارو 10 کالری از خوردن یه رانی وارد بدنش میشه.12تا میسوزونه اون دوتا تیکه میوه باقی مونده ته قوطی رو دربیارهنیشخند

- دیروز رفتم بقالی...یه بسته هوا خریدم.

کارخونه ی نامرد ازخدا بی خبر،چندتا تیکه چیپس هم انداخته بود توش.

 

- یارو بچش گم میشه.میره دفتر خدمات ارتباطی میگه بسوزونیدش

 

 

- غضنفر جونش به لبش میرسه ،تف میکنه میمیرهقهقهه

 

و توجهتونو به چنتا عکس از نوع پ نه پ میجلبم:

 

 

 

 

 

 خداییش روحتون شاد شدا.

مگه نه؟

نظرتونو راجع به این مطلب و آهنگ وبلاگم بگید.

بعدا نوشت:ی امتحان دادم در حد لاگیگا.(دعام کنید)

 






MihanTheme