از همه ی دوستانی که تو این مدت بهم سر زدن ممنونم.
علت اینکه نبودم اینه که کامپیوترم خراب بود و نمیشد که بیام..
الانم با سرعت فوق العاده پایین اومدم....فقط واسه اینکه بگم زندم...نترسید
نمیدونم تا کی نمیشه آپ کنم...حالا به هر زوری هست یه کاریش میکنم...
بازم شرمنده که نمیشه سر بزنم....مرسی ازهمتون ........دوستون دارم ....
به قول شاعر(نیما)که باید شعرشو حفظ کنم.
دستها می سایم
تا دری بگشایم
اما ربطی نداشتا......
بازم مرسی
پس تا اطلاع ثانوی.......کامپیوتر ترکیده مفتکی
پس بای تا هر وقتی که اومدم از اینورا گذری

برخاک بخواب نازنین تختی نیست
آواره شدن حکایت سختی نیست
از پاکی اشکهای خود فهمیدم
لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام من اومدم..............
چیه میخواستی نیام؟
چه بخوای چه نخوای میام...
خب...بگیم از 13 به در که در به دره..
امسال 13 به در فکر کنم 30 یا 29 نفری فقط ماها بودیم(خانواده و فک و فامیل و جد و آباد......
)
رفتیم گردنه ی ملا احمد....
آقا تا نا از ماشین پیاده شدیم......هی نیگا کردیم
هیچی نبود که چندتا درخت خشکیده بود ...یه چند عدد کوه ...چمن و اینا هم خبری نبود که بخوایم گره بزنیم(پس ترشیدیم رسما
)
پیاده شدیم و وسایل و اینا رو آوردیم و دقیقا در تابش مستقیم نور خورشید بودیم...مخم فکر کنم بخار شد .اون نصفه فندقی که مونده بودم پرید..
راستی یه چندتا عکسم میذارم از اونجایی که رفتم.
اینم اولیش:

من که خوشم اومد از درخته عسکشو گرفتم...اون ماشینه هم مال ما نیست برا همین رو پلاکشو چیز کردم...ها..رنگ کردم...یهو طرف دید شاکی نشه...
یه خانواده که با کامیون اومده بودن از اون کامیونا که خودش سقف داره....فکر کنم از این پایتخت یاد گرفتنا...حساس نشو...
لب جاده چندتا مسافر بودن صدا ضبطو تا بی نهایت زیاد کرده بودن ...قر میدادن...
ما نیز مینگریستیم
بعدش یهو خانواده ی پشت سر که کمی از ما دور بودن قر دادن...هی من نیگا میکردم هی سمانه سر منو میچرخوند میگفت زشته...میگفتم بزار یاد بگیریم...ااااااااااااا
بعدش....نوبت ما شد
اسپیکر رو روشن کردیم و پارسا رو فرستادیم وسط(یه سال ونیمشه...مرداد میشه دوسالش)
پارسا هی مدلای مختلف قر میداد...
بعد به یه بچه های دیگه ی فامیل گفتم تو هم برو برقص...
یه نگاهی بهم کرد...گفت خودت که بلدی پاشو برقص
همه نگام میکردن....منم گفتم من اگه بلد بودم اولی وسط بودم که...
اما نه خداییش زشته دیگه آدم جلو یه ملتی قر بده...ما نیز بچه ها رو وسط فرستادیم.
اینم عکس دوم:(این اگه باز نشد بگید...پدرم در اومد خدایی سر این عکس)

اینقده این عکسا دیر باز میشه میرم خودمو تو دره میپرتونما(پرت میکنم)..........اه
اینم عکس سوم:

راستی تا دلتون بخواد بدو بدو کردم....
تازه آفتاب سوخته هم شدم ...
روز بعدش که رفتم مدرسه با اینکه یه مَن کرم زدم اما بازم سرخ بود صورتم همه نیشاشون باز بود
تو نیشو ببندا..............
حساس نشو ...حساس نشو
راستی حتما به ادامه ی مطلب سر بزنید
چون یه سورپرایز دارم...
اگه گفتی چیه؟؟؟؟
عکسمههههههههههههههه
آره...
بدو ...بدو
ادامه مطلب

وای از اون شبی که صبح نمیشه
از اون غمی که می مونه همیشه
وای ازاون که خیلی دوسش داری
اما نمیتونی به روش بیاری
وای از اینکه قدرتو ندونن
بیان بگن میمونن و نمونن
وای از اون که خیلی دوستت داره
اما باید بره تنهات بذاره
حال و هواتو
نه....نه.....
تنهایی هاتو
نه....نه.....
درد و غماتو...نه....نمی دونن
همه صداتو
نه.....نه....
تنهایی هاتو
نه....نه...
حال و هواتو .....نه.. نمی دونن
وای از اون روزی که می دونی و
میخوای بری اما نمی تونی و
دیرشده بسته تموم راهها
خسته شدی ازخودتو نگاها
وای از آدما و غصه هاشون
وای از عمری که سوزوندی پاشون
عادتشونه که تو رو برونن
وقت خوشی تو رو خودی ندونن
میدونم عنوان مطلبم ربطی به شعری که نوشتم نداشت.اما بخودم ربط داشت
این ترانه رو که گوش دادم خیلی برام با مفهوم بود یه جورایی هم دیدم الان بهترین وقته که بذارم و....
خواننده این ترانه:مسعود امامی
آدمای ساده زود میمیرن....اونا رو باید مثه یه تابلو نقاشی ساعتها نگاه کرد..اونا فقط مفهوم واقعی زندگی رو دارن...
آره آدمای ساده زود میمیرن
چون یا یکی پیدا میشه و ازشون سواستفاده میکنه یا یکی پیدا میشه و درس ساده نبودن بهشون میده.....یا...........
آره .....رسم زندگی اینه.....
ادامه مطلب
سلام....................
عیدتون مبارک(البته یه نموره دیره..اما اشکال نداره
)
عید90 واسه شما چه طور بود؟
ایشالا که خوب بوده و خوب میمونه اگه خوبم نبوده خوب میشه
آپ امروز شاید خیلی طویل بشه.(اشکال نداره که...عیده ها...
)
خب...
اول از سفره 7سین خونمون عکس میزارم ببینید:

اینم عکس دوم از7سین(البته از زاویه ای دیگر):

خواهشا نشینید بشمرید چون سیناش تکمیله(هیچ اعتراضی هم وارد نیست
)
تخم مرغا رو هم خودم رنگ کردم (بازم هیچ اعتراضی وارد نیست چون با هزاران زحمات چند دقیقه ای بنده این تخم مرغها این شکلی شده است.)
اینم عکس نزدیک از تخم مرغا:(خوب بنگرید به اثر هنری من
)

خب حالا که نگریستید.دیگه ننگرید(خواستید آموزش میدم که واسه سال91 رنگ کنید اینجوری
)
یک روز فبل از اینکه بشه سال 90 پسر خالم وهمسرش و بچش که کوچولوه اینجا بودن...
خیلی بمون خوش گذشت.بساط خنده باز به راه بود.
عیدی هم امسال جاتون خالی خیلی جمع کردم.عیدیای داداشمم دست منه....بم چپ نگاه کنه دیگه رنگ عیدیشو نمیبینه
(چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دوس دارم
)
اگه امسال داییامم بیان عیدی بدن چه حالی میده..........پولدار میشم بعد مثه اون تبلیغه هست....
میگه به رویاهات فکر کن
هی میشینم هی به رویاهام فکر میکنم ...اماحساب باز نمیکنما(تبلیغ چه بانکی بود؟؟؟؟؟
یادم نی...تو یادته؟...مسکن؟)
زیاد حسش نیس تعریف کنم فعلا وبلاگمو کردم آلبوم عکس:(چیه وبلاگ دو منظوره ندیدی؟
)
چند روز پیشا با عمه و عمو و پسر خاله و....رفتیم ا.....ک(اسمشو نمیگم) این عکسو میذارم تونستید بگید اسم جایی که رفتمو

خدایی خیلی مشخصه کجا بودما؟نه....میدونم ...میدونم....همه فهمیدین
تو کوچه پس کوچه های هومنجا با دختر عمم میچرخیدیم که یه عکسی گرفتمو به توصیه ی دختر عمه واستون میذارم
این شما و اینم یه عکس هنری دیگه(خیلی خودمو تحویل گرفتما نه؟
)

این در خونه ی ما نیستا...نشینی آدرس یاد بگیری پاشی بیایا....(باز که داری میای
)
پاشو برو هیشکی نیس اونجا....
منم دلم خوشه ها ....موبایلم شده دوربین عکاسیم...وبلاگم شده آلبوم عکسم....
منم شدم عکاس(خواستید عکس شما رو هم میگیریم ..پولم نمیگیریم چون عیده
)
دیگه چی بگم.....
5شنبه بیرون بودم با دوستام همه ما رو نگاه میکردن میخواستم با در و دیوار یکیشون کنما...خوبه ما چادری هم هستیما...نفهمیدیم چه جوری باشیم نگاه نمیکنن...شما فهمیدین بگین
اینم از آپ امروزم...امیدوارم خوشتون اومده باشه
فعلا مشخص نیس کی باز آپ کنم آخه پریز اتاقم خرابه برا همین نمیشه به نت وصل شد ..نمیدونم چشه.الانم سیم کامپیوتر رو وصل کردم به تلفن خونه
منتظر نظراتونم....هرکی زودتر نظر بده....................
فکر کردی عیدی میگیره؟
نه دیگه..هرکی زودتر نظر بده..
اون اول میشه
