امروز امتحان فیزیک داشتم.گند زدم(کار همیشگینیشخند)

یه سوالایی بود اصلا یه دونشو که هیچ جای کتاب پیدا نکردم(خیر سرش مفهومی بودنیشخند)

وقتی امتحانمو دادم و اومدم تو حیاط که برم خونه دبیر ریاضی پارسالمو دیدم سلام کردم(نیشخندپاچه خواری)بعدش جواب سلاممو داد گفتش:تو اول دبیرستان بودِی؟(ما رو بگوچشم)نگاش کردم گفتم:مرسی دستتون درد نکنه.پیش دانشگاهیما.گفتش:آهان پارسال تجربی 3 بودی.با هم اردو رفتیم شیراز هی ادا در میاوردی(نیشخندالبته خاطرات شیراز رو نگفتم واستون)حال میکنید چه جوری منو یادشون میاد(ما بو میدیم؟نیشخند)بعدشم که دبیر محترمه رفت

بعدشم که اومدم خونه و نظرات وبلاگ رو خوندم دیدم اکثرا نوشتید که پویا باشه.

منم یه تصمیم گرفتم،تصمیمم اینه که این وبلاگ یه نفره باشه(چیه میخوای بزنی صبر کن بقیشم بگمنیشخند)اما.............

اما یه وبلاگ دیگه بسازم که گروهی باشه(خوبه؟نیشخند)

البته به همکاری شما هم نیاز دارم.اول باید نظر بدید که این ایده ی خوبیه یا نه؟

بعدشم هر کسی مایل بود که تو اون وبلاگ نویسنده باشه ایمیلشو واسم بذاره که واسش دعوتنامه بفرستم.

البته اگه شماها موافق باشین این وبلاگ شکل میگیره(اگه نه که هیچی)

هنوز نساختم وبلاگ رو .منتظر نظراتون میمونم و بعد اگه خواستید که راه اندازی میشه.

خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟البته اسم وبلاگ رو میخوام بذارم خنده-گریه2 به نظرتون خوبه یانه؟

اینم یه عکس از شیراز که خودم باگوشیم گرفتم(5و 6اردیبهشت اردو رفتیم شیراز. که 6 اردیبهشت تولدم بودا)

خب خوب بود؟

منتظر نظراتون در مورد تشکیل وبلاگ گروهی هستما






MihanTheme