سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام من اومدم..............
چیه میخواستی نیام؟
چه بخوای چه نخوای میام...
خب...بگیم از 13 به در که در به دره..
امسال 13 به در فکر کنم 30 یا 29 نفری فقط ماها بودیم(خانواده و فک و فامیل و جد و آباد......
)
رفتیم گردنه ی ملا احمد....
آقا تا نا از ماشین پیاده شدیم......هی نیگا کردیم
هیچی نبود که چندتا درخت خشکیده بود ...یه چند عدد کوه ...چمن و اینا هم خبری نبود که بخوایم گره بزنیم(پس ترشیدیم رسما
)
پیاده شدیم و وسایل و اینا رو آوردیم و دقیقا در تابش مستقیم نور خورشید بودیم...مخم فکر کنم بخار شد .اون نصفه فندقی که مونده بودم پرید..
راستی یه چندتا عکسم میذارم از اونجایی که رفتم.
اینم اولیش:

من که خوشم اومد از درخته عسکشو گرفتم...اون ماشینه هم مال ما نیست برا همین رو پلاکشو چیز کردم...ها..رنگ کردم...یهو طرف دید شاکی نشه...
یه خانواده که با کامیون اومده بودن از اون کامیونا که خودش سقف داره....فکر کنم از این پایتخت یاد گرفتنا...حساس نشو...
لب جاده چندتا مسافر بودن صدا ضبطو تا بی نهایت زیاد کرده بودن ...قر میدادن...
ما نیز مینگریستیم
بعدش یهو خانواده ی پشت سر که کمی از ما دور بودن قر دادن...هی من نیگا میکردم هی سمانه سر منو میچرخوند میگفت زشته...میگفتم بزار یاد بگیریم...ااااااااااااا
بعدش....نوبت ما شد
اسپیکر رو روشن کردیم و پارسا رو فرستادیم وسط(یه سال ونیمشه...مرداد میشه دوسالش)
پارسا هی مدلای مختلف قر میداد...
بعد به یه بچه های دیگه ی فامیل گفتم تو هم برو برقص...
یه نگاهی بهم کرد...گفت خودت که بلدی پاشو برقص
همه نگام میکردن....منم گفتم من اگه بلد بودم اولی وسط بودم که...
اما نه خداییش زشته دیگه آدم جلو یه ملتی قر بده...ما نیز بچه ها رو وسط فرستادیم.
اینم عکس دوم:(این اگه باز نشد بگید...پدرم در اومد خدایی سر این عکس)

اینقده این عکسا دیر باز میشه میرم خودمو تو دره میپرتونما(پرت میکنم)..........اه
اینم عکس سوم:

راستی تا دلتون بخواد بدو بدو کردم....
تازه آفتاب سوخته هم شدم ...
روز بعدش که رفتم مدرسه با اینکه یه مَن کرم زدم اما بازم سرخ بود صورتم همه نیشاشون باز بود
تو نیشو ببندا..............
حساس نشو ...حساس نشو
راستی حتما به ادامه ی مطلب سر بزنید
چون یه سورپرایز دارم...
اگه گفتی چیه؟؟؟؟
عکسمههههههههههههههه
آره...
بدو ...بدو
ادامه مطلب
