خنده-گریه

جایی برای خنده ها و گریه ها...

من هستم و مینویسم

سلام من‌اومدممیدونم‌خیلی‌دیر‌ولی‌خب‌اومدم‌خواستم‌بعضی‌چیزا‌رو‌بنویسم‌شاید‌سبک‌بشم الان‌۲۴‌سالمه‌نسبت‌به‌سالهای‌قبل‌‌عاقلتر‌‌‌شدم‌و‌‌خیلی‌اتفاقاواسم‌افتادن بدترینش‌از‌دست‌دادن‌بچم‌اونم‌وقتی‌۵‌ماهم‌بودخیلی‌تلخ‌بودداغون‌شدم‌شکستم‌خورد‌شدم هنوزم‌یادم‌میاد‌دیوونه‌میشم‌دوباره‌باید‌ازنو‌شروع‌کنم‌همه‌چی‌از‌نودکتر‌قرص‌دارو‌با‌این‌تفاوت‌که‌الان‌تیروییدم‌دارم و‌کمی‌مشکلات‌بیشتر‌شدن‌نمیدونم‌چی‌شد‌ولی‌همه‌فقط‌گقتن‌قسمت‌بوده‌هیچ‌کس‌حال‌خراب‌منو‌درک‌نکرد وبعدازاون‌اصن‌انگار‌برکت‌اززندگی‌رفت‌‌هی‌دکترهی‌دارو‌‌♤قرضهایی‌ک‌از‌خونه‌ب‌جا‌مونده ولی‌بازم‌خداروشکر‌‌▪ی‌سری‌مشکلاتم‌حل‌شدن فقط‌‌‌‌نمیدونم‌چرا‌من‌باز‌سردرگمم‌‌‌مثه‌یه‌کلاف‌نخ‌که‌بازش‌کرده‌باشنو‌معلوم‌نباشه‌از‌کجا‌شروع‌شده‌و‌کجا‌تموم بی‌دلیل‌از‌بعضی‌اطرافیانم‌بدم‌میاد‌دارم‌سعی‌میکنم‌این‌خصلت‌بد‌رو‌از‌خودم‌دور‌کنم‌ سعی‌میکنم‌از‌هیچ‌کس‌توقعی‌نداشته‌باشم‌تواین‌دوره‌زمونه‌همه‌مشکل‌دارن‌و‌سرشون‌شلوغه‌ واقعاتوقعی‌از‌کسی‌نیس میدونی‌ی‌سری‌چیزام‌هست‌ذهنمو‌مشغول‌کرده‌‌‌کاش‌اون‌ی‌نفر‌فقط‌یکبار‌برای‌همیشه‌بهم‌توضیح‌میداد‌و‌من‌آروم‌‌میگرفتم خداوند‌خودش‌همه‌رو‌حفظ‌کنه
/ 0 نظر / 43 بازدید
دی 96
1 پست
تیر 94
2 پست
خرداد 94
1 پست
دی 93
2 پست
آبان 93
3 پست
بهمن 90
2 پست
دی 90
3 پست
آذر 90
2 پست
آبان 90
3 پست
مهر 90
2 پست
شهریور 90
1 پست
مرداد 90
1 پست
تیر 90
3 پست
خرداد 90
4 پست
اسفند 89
2 پست
بهمن 89
5 پست
دی 89
8 پست
آذر 89
6 پست
آبان 89
2 پست
مهر 89
4 پست
شهریور 89
4 پست
مرداد 89
7 پست
تیر 89
8 پست
خرداد 89
12 پست
اسفند 88
3 پست
جدید
2 پست
فرانک
1 پست
کلاف
1 پست
هعییی
1 پست
من
1 پست
مخ
1 پست
mam
1 پست
به_زودی
1 پست
کنسرت
1 پست
کانادا
1 پست
فرزاد
4 پست
پیام_زور
2 پست
حصار
1 پست
پ_ن_پ
2 پست
طنز_و
1 پست
شلیک
1 پست
دل_من
1 پست
حسرت_شبا
1 پست
هیچ_کس
1 پست
خاک_و_خل
1 پست
قر_و_قاطی
1 پست
مردم
1 پست
کلاس_تست
1 پست
خلاص_شدم
1 پست
کاشان
1 پست
13دربه_در
1 پست
عید90
1 پست
عقد
1 پست
اویلا
1 پست
آش_پزون
1 پست
چه_شود؟
1 پست
تموم_شد
1 پست
یلدای_من
1 پست
باز_هم_من
1 پست
ازهمه_جا
1 پست
نمیدونم
1 پست
بازگشت؟
1 پست
خداحافظ
1 پست
واما_همه
1 پست
باز_سفر؟
1 پست
غم
1 پست
تنهایی
1 پست
سخته
1 پست